سپهر اقتصاد-
سیدمحسن محسنی: قم پژوه
سهم آب منطقه قم (قم و پیرامون) از رودخانه‌ای که از میان شهر می‌گذرد، با نام‌های تاریخی گلفشان و اناربار و قدیم‌رود و لعل‌بار، موسوم به حقابه قم‌ است. این حقابه واجد صفات زیر است به دلایلی که در پی گفته می‌شود:
۱. حقابه طبیعی
به دلیل این که به صورت طبیعی از بالا دست به این سو جریان داشته است و اگر بشر در طبیعت (با برداشت آب و زدن سد و حفر چاه و مانند این‌ها به خصوص در دهه‌های اخیر) دخالت نمی‌کرد، این آب یا حقابه به صورت طبیعی به پایین دست یعنی شهر و دشت‌های قم (از جمله مسیله و قمرود) و درنهایت دریاچه نمک جریان می‌یافت.
۲.حقابه تاریخی
در یکی از قدیمی‌ترین متن‌های تاریخی یعنی تاریخ قم نگاشته شده در ۳۷۸ ق (حدود ۱۱۰۰سال پیش) تفصیل زد و خوردهایی که منجر به توافق با اهالی بالادست شده و قبول سهم ِ آب برای قم، ذکر این حقابه رفته است.
حقابه‌ای با این طول قدمت (که در یک متن تاریخی بدان تصریح شده باشد) در تمامی کشور یا نداریم یا بسیار کم‌ دیده شده است.
جز آن در کتابچه‌های قاجاری و حتی خاطرات صدرالاشراف از رجال و وزرای تاثیرگذار و متشرّع دوران پهلوی اول و دوم به اختلافات و زدوخوردهای بعدی و درنهایت قبول حقابه قم اشاره شده است.
 ۳. حقابه شرعی
در تمامی متون فقهی به الویت استفاده کسانی که پیش‌تر از رود یا نهری سهمی داشته‌اند، تصریح شده است و قم از قدیمی‌ترین سهم‌بَران آب این رودخانه بوده است. بنابراین تا تامین حقابه قدیمی، قاعدتا متاخران (به‌خصوص متاخران دهه‌های اخیر) حق استفاده از این آب را ندارند.
۴. حقابه قانونی
در تمامی متن‌های قانونی از قدیمی‌ترین آنها که قانون مدنی باشد و آن نیز بر اساس فقه شیعی است تا قوانین و مصوبات متاخر، بر رعایت حقابه‌های قدیمی تصریح شده و این امر در اسناد ثبتی و غیر آن نیز به نحوی انعکاس یافته است. نمونه سند مالکیت پدر نگارنده از سهمی که از اراضی جعفرآباد مسیله دارد و در آن ذکر شده “آب و ملک مزرعه جعفرآباد مسیله”  ملاحظه شود. این سهم با قدمت حداقل قاجاری از پدر و مادرش به او رسیده است.
تاکید می‌شود جمع صفات حقابه قم با توضیحاتی که گفته شد، حداقل نگارنده در هیچ‌کدام از حقابه‌ها ندیده است.
بدین ترتیب هرگونه تصمیم‌گیری در خصوص حقابه قم با لحاظ این صفات چهارگانه باید شکل بگیرد. جزآن با توجه به مراتب بالا تبدیل بستر رودخانه به بلوار و بزرگراه به دست عوامل ناآگاه محلی، عملی کاملا ناخردمندانه و بی‌بصیرتانه تلقی می‌شود.

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *