سپهر اقتصاد-

عباس جعفری – کارشناس برنامه ریزی محیط زیست

در عصری که حکمرانان چیرگی بر طبیعت را به‌ جای سازگاری با آن در پیش گرفته اند بریدن رگ‌‌های زندگی کره‌ زمین و به‌بند کشیدن خشن رودها، تالاب‌ها، دریاچه‌‌ها، زیستگاه‌‌ها و جوامع بومی وابسته به آنها آینده تاریکی و مبهمی از استمرار حیات و پایداری سکونتگاه‌های انسانی را برای بسیاری از مناطق جهان به تصویر کشیده است. پس از انقلاب صنعتی دانش بشری به مهندسی تهاجمی و فناوری‌‌های نسنجیده گرایش پیدا کرد. تا پیش‌ از دوران جدید، ارزش‌‌های تمدنی در برگیرنده ارزش‌‌های معنایی، بوم‌‌شناختی و فرهنگی، قومی و ملی بودند. عصری که حفظ ارزش‌‌های تمدنی رنگ باخته و سوداگری در برداشت از منابع سرزمینی و فردگرایی در دستیابی به منافع شخصی همگام با جهانی‌سازی ‌‌و تغییر سبک زندگی مصرف‌‌زده، تخریب و تاراج محیط زیست و منابع طبیعی را به دنبال داشت. امروزه کشورهای متعددی با شناخت و آگاهی از عواقب مداخلات در طبیعت و برداشت بیش از ظرفیت برد از منابع آبی، در اندیشه حفظ و تغذیه منابع آبی شیرین خود هستند. خبرهایی از کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر مناطق خشک جهان منتشر می شود که بر اصلاح روش های گذشته متمرکز شده اند، لیکن در ایران هنوز مهندسی تهاجمی در آبخیزها و پیامدهای کشنده سدسازی، ناهمگون و ناهمساز با گزینه‌‌های سازگار برای تأمین نیازهای جوامع انسانی بدون سد بر شیوه‌‌های چیرگی بر این تهاجم و ارائه راهکارهای بوم‌‌شناختی در رویارویی با بحران های محیط زیستی الویت دارد. حفر هزاران چاه عمیق قانونی و غیر قانونی جایگزین روش‌‌های هوشمندانه کهن تأمین آب از جمله قنات با قدمت بیش از سه هزار سال شده است. فشار برداشت از سفره های آب زیر زمینی کسری مخازن وحشتناکی را به همراه داشته است که اثرات آن در قالب فرونشست و شکاف زمین و گسترش بیان و کویر در اکثر نقاط کشور مشاهده می شود. برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی خارج از توان آبخوان و نبود توازن بین برداشت و تغذیه منابع آب زیرزمینی عامل بیش از ۹۰ درصد فرونشست‌ها در ایران است. کلید پایداری امنیت غذایی و پایداری سرزمینی در شیوه‌‌های بوم‌‌سازگار تأمین آب است. دانش بومی درخشان این سرزمین با پیشینه نزدیک به ۱۰ هزار سال فرهنگ و تمدن پایدار و سازگار با بوم و طبیعت، چراغی فراروی نجات کشور از سقوط در گودال نابخردی است. ایران قربانی سرمایه گذاری چند هزار برابری پروژه های انتقال آب و سدسازی در مقابل بازچرخانی آب و نجات منابع آبی شد. سیاست‌گذاری هایی که به نام اشتغالزایی و توسعه، منابع آبی فلات خشک مرکزی ایران را جهت تولید کالاهای کم ارزشی در مقایسه با حفظ ساختارهای اکوسیستمی و منابع طبیعی به تاراج برد و با مداخلات مخرب باعث نابودی آب‌های زیرزمینی، تالاب‌ها و قنات ها و فرونشست زمین و در نهایت تخریب و تهدید زندگی شهروندان ایرانی خواهد شد.

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *