مزیت رقابتی در شرایط بی‌ثبات؛راهبردهای نوین برای مدیران و مشاوران کسب‌وکار ایران

سپهر اقتصاد-

محمدمهدی رضوانی:مشاور استراتژی و رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی استان قم

در دهه‌های گذشته، مدیران کسب‌وکارها با این فرض برنامه‌ریزی می‌کردند که آینده، اگرچه با نوساناتی همراه است، اما تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است. امروز این فرض دیگر اعتبار گذشته را ندارد. جهان وارد دوره‌ای شده است که اندیشمندان مدیریت و سیاست از آن با عنوان «عصر چندبحرانی» یاد می‌کنند؛ دوره‌ای که بحران‌های اقتصادی، ژئوپلیتیکی، فناوری، انرژی، اقلیمی، اجتماعی، امنیتی و شوربختانه سایه جنگ به‌صورت هم‌زمان و به‌شدت بر یکدیگر اثر می‌گذارند.

در چنین جهانی، بی‌ثباتی و عدم قطعیت دیگر یک استثنا نیست؛ بلکه به وضعیت طبیعی محیط کسب‌وکار تبدیل شده است.

اقتصاد ایران نیز به دلیل قرار گرفتن در چهارراه دنیا و نقطه تلاقی تحولات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، بیش از بسیاری از کشورها تحت تأثیر این شرایط قرار دارد. نوسانات نرخ ارز، تغییرات مقررات، محدودیت‌های تجارت خارجی، تحولات سیاسی، تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و شتاب فناوری، همگی باعث شده‌اند که بسیاری از الگوهای سنتی مدیریت کارایی خود را از دست بدهند.

در چنین شرایطی و با عنایت به جنگهای فرسایشی و البته قابل پیشگیری اخیر در منطقه، مهم‌ترین سؤال این نیست که «بحران چه زمانی پایان می‌یابد؟» بلکه این است که «چگونه می‌توان در دل بی‌ثباتی، مزیت رقابتی خلق کرد؟»

پایان عصر برنامه‌ریزی خطی

بخش قابل توجهی از ابزارهای کلاسیک مدیریت بر این فرض بنا شده‌اند که الگوهای قبلی موفق و روندهای گذشته، آینده را نیز توضیح می‌دهند. اما امروز این فرض دیگر پاسخگو نیست.

در محیط‌های پرابهام، برنامه‌های یک یا پنج‌ساله‌ای که در الگوهای تدوین چشم انداز، بر پایه یک سناریوی ثابت تدوین می‌شوند، ممکن است تنها چند ماه پس از اجرا اعتبار خود را از دست بدهند.

به همین دلیل، مدیران موفق امروز دیگر به دنبال پیش‌بینی دقیق آینده نیستند؛ بلکه سازمان خود را برای مواجهه با آینده‌های مختلف و سناریوهای متفاوت و پاسخهای مناسب آنها آماده می‌کنند.

این همان نقطه‌ای است که سناریونویسی، آینده‌پژوهی و برنامه‌ریزی اقتضایی جایگزین برنامه‌ریزی سنتی می‌شود.

مزیت رقابتی جدید؛ سرعت سازگاری

در گذشته، سرمایه، نیروی کار متخصص، فناوری یا سهم بازار مهم‌ترین مزیت رقابتی محسوب می‌شدند. اما در جهان امروز، مهم‌ترین مزیت رقابتی، توانایی سازگار شدن سریع با تغییرات است.

شرکتی که بتواند زودتر از رقبا تغییرات محیط را تشخیص دهد، سریع‌تر تصمیم بگیرد و منابع خود را منعطف جابه‌جا کند، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز فرصت‌هایی خواهد یافت که دیگران از کنار آن عبور می‌کنند.

به بیان دیگر، مزیت رقابتی آینده نه در اندازه و دارایی سازمان، بلکه در چابکی تصمیم‌گیری و اجرای متناسب با شرایط نهفته است.

مشاوران مدیریت؛ از تدوین برنامه تا طراحی قابلیت

در چنین فضایی، نقش مشاوران مدیریت نیز دچار تحول شده است؛ امروز دیگر مأموریت مشاور صرفاً تدوین برنامه استراتژیک یا طراحی ساختار و سیستم سازمانی نیست.

مشاور حرفه‌ای باید به مدیران کمک کند تا:

توان تحلیل همه جانبه محیط متغیر را افزایش دهند.

سناریوها و پاسخهای متناسب با آنها را مختلف آینده را طراحی کنند.

ریسک‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی را وارد تصمیم‌گیری کنند.

زنجیره تأمین انعطاف‌پذیر ایجاد کنند.

منابع مالی و انسانی را برای شرایط متغیر آماده نگه دارند.

قابلیت یادگیری و بروزرسانی مستمر را در سازمان نهادینه کنند.

به بیان دیگر، مأموریت اصلی مشاور، ساختن سازمانی است که بتواند خود را با تغییرات بازآفرینی کند.

پنج راهبرد برای مدیران ایرانی

بر اساس تجربه کسب‌وکارهای موفق جهان و شرایط ویژه اقتصاد و اجتماع ایران، پنج راهبرد زیر می‌تواند احتمال موفقیت سازمان‌ها را افزایش دهد:

۱. تصمیم‌گیری مبتنی بر سناریوهای متعدد، نه پیش‌بینی واحد

هیچ‌کس آینده را با قطعیت نمی‌داند، اما می‌توان برای چند آینده محتمل آماده بود.

۲. کاهش وابستگی به یک بازار یا یک تأمین‌کننده یا یک منبع انرژی

تنوع در بازارها، مشتریان، زنجیره تأمین و در صورت امکان آمادگی برای جایگزینی در منابع یا الگوی مصرف انرژی(در واحدهای تولید)، ریسک را به‌طور محسوسی کاهش می‌دهد.

۳. تبدیل داده به مزیت رقابتی

تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، سرعت واکنش سازمان را افزایش می‌دهد و خطاهای مدیریتی را کاهش می‌دهد.

۴. سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی و یادگیری سازمانی

فناوری قابل خریدن است، اما سازمان یادگیرنده ساخته می‌شود.

۵. تبدیل مدیریت ریسک به بخشی از استراتژی

ریسک نباید فقط موضوع واحد مالی یا حقوقی باشد؛ بلکه باید در قلب فرآیند تصمیم‌گیری استراتژیک قرار گیرد.

ایران؛ تهدید یا فرصت؟

هرچند شرایط سیاسی و اقتصادی ایران با نابسامانی و محدودیت‌های داخلی و بین المللی فراوان همراه است، اما همین شرایط با در نظرگرفتن جغرافیای سیاسی، وسعت، جمعیت و ظرفیتهای کشورمان، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نوآوری، مدل‌های جدید کسب‌وکار و فرصت‌های تازه رشد و توسعه باشد.

تاریخ نشان داده است بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان، دقیقاً در دوران جنگهای جهانی، رکود، بحران یا نااطمینانی متولد یا شکوفا شده‌اند. تفاوت آن‌ها با رقبا، نه در امکانات بیشتر، بلکه در نوع نگاه و کیفیت تصمیم‌گیری بوده است.

مدیرانی که بی‌ثباتی را صرفاً تهدید می‌بینند، معمولاً در موضع دفاعی و مبتنی بر استراتژی بقا باقی می‌مانند؛ اما مدیرانی که تغییر را بخشی از واقعیت می‌پذیرند، قادر خواهند بود از دل همین شرایط، فرصت‌های جدید خلق کنند.

سخن پایانی

ما در آستانه یک تغییر پارادایم در جهان، منطقه و به تبع آن مدیریت هستیم. عصر تدوین برنامه‌های ثابت و بلندمدت بدون انعطاف و دارای سناریو های جایگزین به پایان رسیده است. آینده از آنِ سازمان‌هایی خواهد بود که سریع‌تر یاد می‌گیرند، چابک‌تر تصمیم می‌گیرند و هوشمندانه‌تر خود را با تغییرات سازگار می‌کنند.

در چنین شرایطی، وظیفه مشاوران مدیریت صرفاً ارائه راه‌حل بر مبنای آموزه ها و الگوهای به ظاهر خدشه ناپذیر گذشته نیست؛ بلکه کمک به مدیران برای ساختن سازمان‌های تاب‌آور، آینده‌نگر و یادگیرنده است. شاید مهم‌ترین درس عصر چندبحرانی این باشد که مزیت رقابتی دیگر در داشتن منابع بیشتر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی انطباق سریع، تصمیم‌گیری هوشمند و تبدیل عدم‌قطعیت به فرصت معنا پیدا می‌کند. این همان مسیری است که می‌تواند آینده کسب‌وکارهای ایرانی را با عنایت به ظرفیتهای بی بدیل میهنمان در دهه پیش‌رو رقم

اشتراک گذاری
برچسب ها
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رسانه های تصویری
آرشیو ماهانه